وبگاه علمی و آموزشی نکا نصیر

جمعی از معلمان
وبگاه علمی و آموزشی نکا نصیر
دنبال کنندگان ۱ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید
پیام های کوتاه
مطالب پربحث‌تر
آخرین نظرات
۱۸
بهمن

همانطور که میدانید،اخترشناسان ستارگان و سایر اشیا آسمانی را با استفاده از نورهایی که از آنها به ما می رسند مشاهده می نمایند ولی در جهان هستی نیز استثناهایی وجود دارند که در آسمان ها قابل مشاهده نیستند و دانشمندان به وسیله اثر آنها یا اشعه ایکس و گاما آنها را مشاهده می کنند:

سیاهچاله ها :سیاهچاله ها مکان هایی در فضا و زمان محسوب می شوند که همه اجسامی را که وارد افق رویداد آنها می شود حتی نور را به خود جذب می کنند و هیچ چیزی حتی نور نیز توانایی فرار از آنها را ندارد.در نتیجه قابل مشاهده نیستند و دانشمندان از طریق افق رویداد آنها و ستاره ها و اجسامی که به درون آنها کشیده می شوند به وجود آنها پی می برند.

ماده تاریک: یک ماده فرضی است که دانشمندان می گویند بخشی از جرم جهان قابل مشاهده مربوط می شود.ماده تاریک هیچ تعاملی با نور یا امواج الکترومغناطیسی ندارد و نور را جذب نمی کند و با تلسکوپ قابل مشاهده نیست و گفته می شود ماده تاریک در مراکز کهکشان ها و خود کهکشان ها به مقدار زیادی یافت می شود.

انرژی تاریک:ماده ای است که گفته می شود 74 درصد جهان را شامل می شود و باعث انبساط شتابدار جهان می شود.

بوزون هیگز:بوزون هیگز یک ذر بنیادی است که جرم اجسام ناشی از این ذره است و در ابتدا توسط پیترهیگز پیشنهاد شد و در سال 2012 دانشمندان با استفاده از ذرات شتاب دهنده هادرونی وجود هیگز را اثبات نمودند.

بروی زمین:میکروب ها باکتری ها و ویروس ها و قارچها و اتم ها و مولکول ها و ...


سیاه چاله


در سوره النمل آیات ۲۵ و ۲۶ نوشته شده است :

تا براى خدایى که نهان را در آسمانها و زمین بیرون مى‏آورد و آنچه را پنهان مى‏دارید و آنچه را آشکار مى‏نمایید مى‏داند سجده نکنند(۲۵)داوندی که معبودی جز او نیست، و پروردگار و صاحب عرش ‍ عظیم است.(۲۶) 

  • در آیه خداوند به اشیا پنهان اشاره شد که امروزه با استفاده از ابزراهایی وجود آنها برای ما آشکار می شود.

منبع:http://miraclesofthequran.persianblog.ir


  • علی محمدی
۱۶
بهمن

آیا تاکنون به این موضوع اندیشیده اید که منشا حیات در زمین از کجاست؟ اگر بر طبق نظریات بسیاری از دانشمندان مشهور جهان، حیات از نقطه ای دیگری از فضا به زمین آمده باشد، بنابراین زمین های دیگری نیز هست و شاید در همین لحضه موجودات و یا انسان های دیگری در نقطه ای دیگری از فضا در حال زندگی می باشند.

اما اگر این موضوع درست باشد، چگونه زندگی و حیات به زمین آمده است؟ برای این سوال پاسخ های گوناگونی ارائه شده اما در این میان  سیانید مهمترین کاندیدا و گزینه انتخاب شده می باشد. سیانید چیست و چگونه به زمین آمده است؟  از آزمایشات انجام شده برخوردهای سرعت بالا، چنین استنباط می شود که حیات احتمالاً بر پایه سیانید (Cyanide) شکل گرفته و این سیانید خود درون آستروئیدهای وارده شده به اتمسفر زمین به وجود آمده است. بر این اساس به احتمال بسیار زیاد زمین در هنگام تولد دارای مواد آلی ( مولکول های پیچیده کربن دار که برای حیات ضروری اند)نبوده است.

 

بر اساس آزمایشات استنلی میلر (Stanly Miller) از دانشگاه شیکاگو در دهه 1950، یک احتمال این است که حیات پس از شکل گیری کامل زمین بر روی آن به وجود آمده است. به عنوان مثال  واکنش های شیمیایی موجود در اتمسفر  موجب به وجود آمدن حیات بر روی کره زمین گردیده است. اما چنین واکنش های شیمیایی تنها در اتمسفر اولیه زمین که غنی از متان و هیدروژن بوده امکان پذیر می باشد و در ضمن در مطالعات بعدی ژئولوژیکی باستانی ادعا می شود که این پروسه غیر محتمل است.




  • علی محمدی
۳۰
آبان
آتشی نمى سوزاند " ابراهیم " را ،

و دریایى غرق نمی کند " موسى " را ؛

مادری ،کودک دلبندش را به دست موجهاى خروشان "نیل" می سپارد ،

تا برسد به خانه ی فرعونِ تشنه به خونَش ؛

دیگری را برادرانش به چاه مى اندازند ،

سر از خانه ی عزیز مصر درمی آورد !

مکر زلیخا زندانیش می کند ،

اما عاقبت بر تخت ملک می نشیند...

از این "قِصَص" قرآنى هنوز هم نیاموختی؟!

که اگر همه ی عالم قصد ضرر رساندن به تو را داشته باشند ،

و خدا نخواهد ؛

نمی توانند ...

او که یگانه تکیه گاه من و توست !
  • علی محمدی
۲۲
آبان

در سال ۱۹۳۵ فیزیکدانان آلبرت اینشتین و نیتن روزن با استفاده از نظریه‌ی نسبیت عام پیشنهاد وجود پلی را از میان فضا-زمان مطرح کردند، این مسیر به افتخار این دو دانشمند بزرگ پل اینشتین-روزن نامگذاری شد. طبق این نظریه پل اینشتین-روزن یا کرم‌چاله‌ دو قسمت مختلف از فضا-زمان را به یکدیگر متصل می‌سازد. به لحاظ تئوری با عبور از این میانبر می‌توان از نقطه‌ای در فضا-زمان به نقطه‌‌ای دیگر منتقل شد. کرم‌چاله شامل دو دهانه و یک گلو است که دهانه گرد بوده و گلو حالتی صاف و کشیده دارد اما ممکن است گلو نیز بپیچد و حتی مسیری را طولانی‌تر کند.

  • علی محمدی
۰۱
مهر
نگران نباشید که دیگران فکر میکنند اهداف شما رویایی و غیر منطقی به نظر میرسد.بیشتر اوقات ایده های رویایی همان هایی هستند که جهانی را به شگفتی وا میدارند.
  • علی محمدی
۰۱
مهر

همه چیز در حال گردش است. زمین به گرد خورشید می چرخد و ماه به گرد زمین. زمین و همه ی سیاره ها ی منظومه خورشیدی نیز به دور ستاره بزرگ خورشید می چرخند. منظومه خورشیدی ما که در یکی از بازوهای کهکشان راه شیری قرار دارد به گرد هسته مرکزی راه شیری می چرخد. کهکشان راه شیری در خوشه ای به نام گروه محلی قرار دارد. همگی کهکشان های گروه محلی نیز به دور مرکز گروه محلی می چرخند.
از گرد هم آمدن گروه ها و خوشه های بسیاری همچون گروه محلی، مجموعه بسیار بزرگ تری به نام «ابر خوشه» تشکیل می شود. جهانی که ما در آن زندگی می کنیم از میلیون ها ابر خوشه تشکیل شده است. اکنون می خواهیم از زمین کوچکمان که در این جهان بزرگ، حتی به اندازه یک نقطه کوچک هم نیست بیرون رویم و به سوی نخستین لحظه های تشکیل کیهان برویم .

  • علی محمدی
۰۷
شهریور

طبق اعتقاد ارسطو ، تمام اشیا در جهان از چهار عنصر بنیادی خاک ، هوا ، آتش و آب تشکیل شده اند .

این عناصر تحت دو نیرو گرانش ( گرایش آب و خاک به پایین آمدن ) و سبکی ( گرایش هوا و آتش به صعود ) قرار دارند .

وی همچنین معتقد بود ماده پیوسته است ولی چند تن از یونیان معتقد بودند که ماده ذاتا دانه دانه است و از تعداد بیشماری اتم تشکیل شده است .بعدها نظریه اتمی قابل قبول تر بود و حتی دانشمندان پی بردند که خود ساختمان اتم از ذرات بنیادی چون نوترون و پروتون که خود از ذراتی به نام کوارک تشکیل شده اند ، تشکیل یافته است .

نیروهای بنیادین طبیعت

  • علی محمدی
۰۴
شهریور

چیزی که از دور دیده می ود با واقعیت کمی تفاوت دارد. همچنان که شما به افق نزدیک تر می شوید ناظر حرکت شما را آهسته و آهسته تر می بیند. او هیچ گاه رسیدن شما را به افق نخواهد دید.

            
سیاهچاله ای را در نظر بگیرید که از فرو ریختن یک ستاره شکل گرفته است. در حالی که ماده تشکیل دهنده سیاهچاله فرو می ریزد، ناظر آن را کوچک و کوچک تر می بیند، همچنین او نزدیک شدن شما را می بیند اما نمی تواند رسیدن به افق را ببیند و این علت نام گذاری اولیه آنها یعنی ستاره های منجمد است. چون به نظر می رسد آن ها در فاصله ای به اندازه کمی بیشتر از شعاع شوارتز شیلد یخ زده اند.

چرا اینگونه به نظر می رسد؟ مهمترین مطلبی که در این مورد عنوان شده یک خطای نوری است. در حقیقت شکل گرفتن یک سیاهچاله یا رسیدن شما به افق زمان نامحدودی نمی برد. وقتی شما به افق نزدیک و نزدیک تر می شوید، نوری که از شما ساطع می شود به زمان بیشتری نیاز دارد تا به ناظر برسد در واقع نوری که بدن شما در هنگام گذر از افق ناظر دیگر تصویری از شما نمی بیند و حس می کند رسیدن به افق چه زمان نامحدودی وقت می برد.

از زاویه دیگری نیز می شود به این مسئله نگاه کرد. زمان در نزدیکی افق بسیار آرامتر از فضاهای دورتر سپری می شود. فرض کنید فضاپیمای شما برای خروج از افق در حرکت است و برای چندین ثانیه آنجا توقف می کند (با مصرف مقداری زیادی سوخت برای جلوگیری از سقوط به داخل). سپس شما به سمت ناظری می روید و به او ملحق می شوید. متوجه می شوید در طی این ایام او سنی بیش از شما دارد، در حقیقت زمان برای شما بسیار آهسته تر (کند تر) سپری شده است تا برای او.

به نظر شما کدام یک از این دو نظریه فریب نور یا کندی زمان درست است؟ جواب بستگی به مختصاتی داردکه طبق آن به بررسی سیاهچاله ها بپردازید. طبق مختصات معمول که مختصات شوارتز شیلد نام دارد، زمانی افق را پشت سر می گذارید که مختصات t (زمان) بی نهایت است. طبق این مختصات گذر از افق زمان بی نهایت لازم دارد. اما علت این مطلب این است که مختصات شوارتز شیلد تصویر تحریف شده ای از آنچه در اطراف افق می گذرد به ما می دهد. در حقیقت درست در افق مختصات کاملا تحریف شده و تغییر یافته اند. در صورتی که مختصات واحدی را در نزدیکی افق انتخاب نکرده اید متوجه می شوید که در هنگام گذر از افق زمان واقعا محدود است. ولی زمانی که ناظر شما را مشاهده می کند نامحدود است. تشعشات نیاز به زمان بی نهایت و نامحدودی دارند تا به چشم ناظر برسند. پس شما می توانید از هر دو نوع مختصات استفاده کنید، در عمل هر دوی آنها درست هستند. فقط دو بیان متفاوت از یک مطلب ارئه می دهند. درعمل شما از چشم ناظر پنهان خواهید ماند قبل از اینکه زمان بی نهایت سپری شود. برای یک جسم نوری که از طرف سیاهچاله تابش می شود به طرف سرخی و طول موجهای بیشتر می رود.

بنا براین در صورتی که شما نور مرئی با طول موجهای ثابتی ساطع کنید، ناظر آن را با طول موج بیشتری دریافت خواهد کرد. با نزدیک تر شدن شما به افق این طول موجها افزایش می یابند. که درنهایت به تابش های نامرئی، مادون فرمز و امواج رادیویی خواهند رسید. در بعضی نقاط طول موجها به قدری زیاد خواهند بود که ناظر نخواهد توانست آن ها را مشاهده کند. از گذشته به خاطر دارید که نور در دسته هایی به نام فوتون ساطع می شود. تصور کنید در حین گذر از افق فوتون هایی ساطع کنید. قبل از گذشتن از افق آخرین فوتون ها را ساطع خواهید کرد، این فوتون ها در زمان محدودی به چشم ناظر خواهند رسید - به عنوان مثال برای چنان سیاهچاله پر جرمی چیزی در حدود 1 ساعت.. و پس از آن ناظر دیگر قادر به دیدن شما نخواهد بود (فوتون هایی که پس از گذر از افق ساطع می شوند هیچ گاه به ناظر نمی رسند)...

 

  • علی محمدی
۰۴
شهریور

Stephen Hawking may have just solved one of the most vexing mysteries in physics — the "information paradox."

Einstein's theory of general relativity predicts that the physical information about material gobbled up by a black hole is destroyed, but the laws of quantum mechanics stipulate that information is eternal. Therein lies the paradox.

Hawking — working with Malcolm Perry, of the University of Cambridge in England, and Harvard University's Andrew Stromberg — has come up with a possible solution: The quantum-mechanical information about infalling particles doesn't actually make it inside the black hole

سیاه چاله .

  • علی محمدی
۰۴
شهریور

استیون هاوکینگ، دانشمند مشهور انگلیسی ادعا کرده که معمای بزرگ «پارادوکس اطلاعات» در سیاه‌چاله‌ها را حل کرده است. پارادوکس اطلاعات در سیاه‌چاله‌ها، به تناقض در پیش‌بینی «نظریه‌ی نسبیت عام» و «نظریه‌ی کوانتم» درباره‌ی نابودی یا بقای اطلاعات در سیاه‌چاله‌ها مربوط می‌شود.
سیاه چاله

  • علی محمدی
بیان گراف
صفحه اصلی
درباره گروه
تماس با ما
تبادل لینک
خواجه نصیر نکا
طراح قالب